درگرامیداشت امیر علی شیبانی

د ر گرامیداشت شاد روان

امیرعلی شیبانی

۱۳۰۱ – ۱۳۹۲

زادگاه: بیرجند

مجری منویات مبارک شاهنشاه آریامهر

در

پایه گذاری صنعت ذوب آهن در ایران

از طریق

ایجاد مجتمع صنعتی خودکفای ذوب آهن آریامهر

تحصیلات

شروع تحصیل در دبستان شوکتیۀ بیرجند در سال ۱۳۰۷

شروع تحصیل در دبیرستان شاهرضای مشهد در سال۱۳۱۳

ادامۀ تحصیل دبیرستانی در رشتۀ علمی در دبیرستان فردوسی مشهد به مدت یک سال

ادامۀ تحصیل دبیرستانی در دبیرستان شرف تهران به مدت دو سال

شروع تحصیل در دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۰

پایان تحصیل در رشتۀ مهندسی معدن، با دریافت نشان درجۀ ۱ علمی در سال ۱۳۲۴

شروع تحصیل در دانشگاه اوکلاهما و دریافت درجۀ ماستر در مهندسی سیویل سال ۷ – ۱۳۳۶

شروع تحصیل در دانشگاه هاروارد و دریافت درجۀ نهائی مهندسی دانشگاه هاروارد ۸ – ۱۳۳۷

خدمات

در بخش خصوصی – مدیریت و ادارۀ املاک و موقوفات اجدادی، تحت نظارت پدر بمدت ده سال بین سالهای۱۳۲۴ تا ۱۳۳۴

در بخش دولتی

سرپرست امور مهندسی کل بهداشت آذربایجان در ادارۀ همکاری های اقتصادی امریکا در ایران (اصل ۴) به مدت یک سال، در ۱۳۳۵

شروع به کار تدریس در سمت دانشیاری دانشکدۀ فنی تهران در سال ۱۳۳۸

کار با سمت مشاور در وزارت صنایع و معادن به فاصلۀ سه ماه بعد . در این سمت بود که دبیرخانۀ کمسیون انرژی اتمی ایران را تشکیل داد و اداره نمود.

شروع به کار، با سمت معاون مدیر عامل سازمان ذوب آهن ایران، در زمان نخست وزیری جناب شریف امامی، به مدیرعاملی جناب شریف امامی و قائممقامی دکتر ضیائی، وزیر صنایع و معادن.

شروع خدمت در سمت معاون وزیر صنایع و معادن و معاون مدیرعامل سازمان ذوب آهن ایران، در دولت جناب دکتر امینی در۱۳۴۰

شروع خدمت در سمت مدیرعامل سازمان ذوب آهن ایران، در دولت جناب حسنعلی منصور. این سمت تا شروع انقلاب ۱۳۵۷ ادامه یافت.

نتیجۀ کلی خدمات

افتتاح از تاسیسات ذوب آهن آریامهر در ظرفیت ششصد هزار تن در سال،در سال ۱۳۳۴ . آمادگی بهره برداری از این تاسیسات در ظرفیت دو ملیون تن در سال ۱۳۵۷ . کسب موافقت مقامات جمهوری سوسیالیستی شوروی به شروع توسعه به ظرفیت سالی چهار و نیم ملیون تن.

افتخاریه ها

دریافت نشان درجۀ یک همایون. کسب افتخار آجودان سویل بودن شاهنشاه آریامهر. کسب نشان افتخار از طرف پادشاه سوئد

اختصاصات کلی

تیزهوشی، نترسی، تمایل به رقابت و استقلال فکر که در خردسالی به صورت شیطنت جلوه می نمود شخصیت سال های بعدی او را نیز مشخص می نمود. در دوران دبیرستان و دانشگاه، توجه او به درس بود و حس رقابت او موجب شده بود که در اکثر سال ها شاگرد اول کلاس باشد و در دانشکدۀ فنی، با اینکه دچار کسالت شدید شده بود موفق به اخذ نشان درجۀ یک علمی شود.

توجه او به موسیقی، در حد سرگرمی بود. به تعلیم گرفتن آهنگ های رقص های اروپائی با آکوردئون پرداخت. به رقص های اروپائی توجه نشان داد.

از نظر اخلاقی، موقعیت خانوادگی او، او را در شرایطی قرار داده بود که اجرای اصول اخلاقی مورد تأیید جامعه را وظیفۀ خود بداند. در دوران خدمت در کارهای دولتی، توجه به شایعات و یا رفیق بازی از او دیده نشد. توجه او به اصول و صداقت در خدمت، در حدی بود که موجب اختلاف او با وزیر اقتصاد شد.

ضعفی که وزیر اقتصاد در تصمیمات اقتصادی نشان میداد، از قبیل توصیه به واگذاری بیست درصد سهام کارخانه ها به کارگران، موجباتی را فراهم آورد که برای راحت شدن از شّر امیر علی شیبانی، از دولت درخواست کند پست معاونت وزارت اقتصاد را از او گرفته او را به سمت مدیر عامل سازمان ذوب آهن ایران بگمارند.

در سمت معاونت وزارت صنایع و معادن، چارت تشکیلات برای تقسیم کار و روشن شدن وظائف قسمت های مختلف به وجود آورد. مسئولین امور اقتصادی کشور در دوران نخست وزیری جناب دکتر امینی به هدف ایجاد ثبات اقتصادی، تصمیمات عجیبی اتخاذ نموده بودند که موجب رکود اقتصادی شدید کشور شد. مطالعاتی که امیر علی شیبانی در جهت کمک به صنایع انجام داد، ازطرف وزیر اقتصاد جدید، کلا پذیرفته شد و بزرگترین عامل در برطرف کردن آن رکود شد و حسن شهرتی برای جناب دکتر عالیخانی، وزیر تازه به وزارت رسیدۀ وزارت اقتصاد ایجاد نمود.

برای نشاندادن حس مسئولیت او در انجام وظیفه، به یک مثال توجه نمائید. موردی پیش آمد که جناب نخست وزیر دستور دهند مقررات سهمیه که به تازگی به تصویب رسیده بود تغییر دهند، وزیر اقتصاد فکر میکرد دستور نخست وزیر را باید انجام دهد، پافشاری امیر علی شیبانی موجب شد بدون تغییر مقررات صادرات و واردات، رضایت جناب نخست وزیر از طریق توسعه دادن به صنعت مورد گرفتاری، فراهم شود.

برای شناسائی کار امیر علی شیبانی در سمت مدیر عاملی سازمان ملی ذوب آهن ایران به دو نکتۀ مهم باید توجه داشت : مسائل خارجی و مسائل داخلی. قبل از بحث در این دو مورد به خلاصه ای از سابقۀ امر پرداخته میشود.

سابقۀ کوشش در ایجاد صنعت ذوب آهن در ایران

پس از جنگ جهانی اول، با پیدا شدن شخصیت بزرگی مانند رضا شاه در ایران، کشور درهم کوبیده شدۀ آلمان که برای بهبود زندگی مردم خود، چاره ای جز فروش ماشین آلات خود نداشت قبول کرد که در ایجاد ذوب آهن، که بصورت آرزوی ملی ایرانیان درآمده بود کمک کند. کرج برای محل ایجاد کارخانه ای به ظرفیت سی هزار تن در سال انتخاب شد. معادن سنگ آهن نزدیک سمنان نیز برا تأمین مواد اولیۀ آن درنظر گرفته شد. با پیش آمدن جنگ جهانی دوم، ماشین آلات ارسال شده برای ایران به دست متفقین افتاد و بعدها سر از اسرائیل درآورد و کار ایجاد ذوب آهن در ایران متوقف شد.

پس از پایان جنگ جهانی دوم و بوجود آمدن آرامش در دنیا، با زنده شدن مجدد آرزوی ملی در ایجاد صنعت مادر، جناب ابوالحسن ابتهاج، رئیس سازمان برنامه، تلاش زیادی در جهت ایجاد این صنعت به کار بردند ولی نتنها شرکتهای اروپائی به این امر، روی خوش نشان نمیدادند بلکه با مخالفت دولت امریکا نیز مواجه میشدند . حتی تلاش ایشان در این که شرکت های امریکائی در ایجاد این صنعت شرگت نمایند به نتیجه نرسید.

پس از اشغال ایران توسط نیروهای انگلیس و شوروی، دولت های ایران ثبات نداشتند. آرزوی ایجاد صنعت پایه وجود داشت، جناب شریف امامی، در سمت نخست وزیری، از غیبت رئیس مجلس شورای ملی استفاده نموده، اساسنامه ای محکم برای سازمان ملی ذوب آهن ایران، با اختیارات وسیع برای مدیر عامل آن سازمان، که خودشان این سمت را داشتند، از مجلس گذراندند که مسئول مربوطه بتواند از گرفتاری ضعف دولت ، در امان بماند و مسئولیت خود را با قدرت ادامه دهد. ولی محدود بودن امکانات مالی دولت و مخالفت شدید امریکا، تا حدی که مانع کمک دولت آلمان در این کار شده بود موجب شد پیشرفتی در این کار صورت نگیرد ولی تصویب این اساسنامه، قدم مهمی در برطرف کردن مشکلات داخلی بعدی داشت.

مشکلات خارجی

عاقبت گرگ زاده گرگ شود. تمایلات استعماری کشورهای اروپائی، سابقۀ چند صد ساله داشت. امریکای صدمه ندیده از جنگ جهانی اول و دوم که به علت افزایش تقاضا برای کالای تولیدی او این جنگ ها را موجب پیشرفت اقتصادی کشور خود میدانست و فاتح اصلی جنگ جهانی دوم بشمار می آمد، چشم به بازار مستعمرات کشورهای اروپائی و بازارهای جدید داشت، و راه رسیدن به هدف خود را در تبلیغات دوستانه دید. تشکیلاتی برای کمک به اروپای جنگ زده و تشکیلاتی برای کشورهای ضعیف مانند ایران بوجود آورد.

تبلیغات دلنشین بجای خود، ولی قوانینی که برای انجام این کمک ها به تصویب رسانده و بر اساس آن عمل میکردند، انعکاس دهندۀ منافع ملی امریکا بود، و هدف اصلی آن، بهره برداری از منابع اقتصادی سایر کشورها شده بود. دستورالعمل کادر این تشکیلات، وعده دادن به بهبود تدریجی اقتصاد کشورهای ضعیف بود نه کمک به توسعۀ سریع اقتصادی این کشورها. کادر این تشکیلات، بمنظورپیشگیری از رقابت با صنایع امریکا، اجازۀ توصیه به ایجاد صنعت در این کشورها را نداشتند ولی دولت امریکا بیست درصد سود شرکت های امریکائی که در منابع استراتژیک سایر کشورها سرمایه گذاری کند تضمین مینمود. (این را بخوانید نوع دلپذیر امپریالیزم نوین)

به این مطالب، جنگ روانی بین ابرقدرت ها را اضافه نمائید، جنگ روانی ای که به هدف تحت نفوذ گرفتن منطقۀ تحت نفوذ طرف دیگر میباشد.

شرایطی را درنظر آورید که دولت شوروی در انقلاب اکتبر، چهار ملیون کشته داده، ده سال بعد، در انقلاب مشهور به انقلاب تروتسکی، هفت ملیون کشته داده، ده سال بعد در جنگ جهانی دوم، سی ملیون کشته داده، از این جنگ، موفق بیرون آمده، کشورهای اروپای شرقی را ریر نفوذ خود درآورده است و در ادامۀ بلند پروازی خود، پرچم مساوات و عدالت به اهتزاز درآورده ایادی او در ایران به تبلیغ کشتن مالکین، کارخانه داران، و افراد فهمیده پرداخته اند.

امپراطوری انگلستان که منافع استعماری خود را در جهالت مردمان کشورهای دیگر می بیند به نام امری خیر، تشکیلات فراماسیونری را ایجاد کرده و در لباس احترام به عقاید دیگران، گروندگان به خود را به سوگندی میکشاند که اگر مردم جامعه ای به پرستش الاغ اعتقاد دارند آنها را در اعتقادشان تشویق نمایند، یعنی کادر خود را موظف به خیانت در مشورت مینمایند.

در چنین شرایطی دولت ایران چاره ای نداشت جز این که از “نوع دلپذیر ایمپریالیزم جدید” در کمک به اخراج قوای نظامی شوروی و انگلیس از ایران، کمک بطلبد. به زبان دیگر، از امپریالیزم جدید، درخواست دوستی نماید.

خلاصه نمایم، مشکل خارجی کشور ما برخورد با منافع ملی کشورهای امریکا، انگلیس و شوروی بود.

مشکلات داخلی

جامعۀ ما، جامعۀ سنتی بود که استفادۀ از هوش خود در راهیابی زندگی را کنار گزارده پذیرای تعبد شده بود و مردم دنیائی که به دانش و صنعت رو کرده بودند کافر و نجس میدانست. آنچه به کمک ایران رسید رقابت این کافرها در راه باز کردن به بازار یکدیگر بود. این کافرها راه رقابت را در ایجاد مدرسه از طریق میسیون های مذهبی دیدند.مدرسه های ایران و آلمان، ایران و فرانسه، ایران و امریکا و …وسیلۀ جلب دوستی دولتمردان ایران بود. پس از اینکه در روسیه دولتی کمونیستی روی کار آمد، زضاشاه بزرگ که متوجه شد جامعۀ ما تدریس کمونیزم را تحمل نمیکند برای رعایت توازن روابط ایران با همۀ کشورها، همۀ این مدارس را بست ولی مسیر راه باز کردن به دنیای دانش و صنعت را بازگزارد.

مطالبی که از اوان کودکی توسط افراد مؤثر در زندگی، از قبیل پدر و مادر، معلمین، رهبرها و دوستان، تکرار شود برای افراد، به صورت حقیقت جلوه میکند. برای جامعۀ ما، اصول اخلاقی که اسلام دیکته میکرد توسط اکثریت مردم، بصورت راه صحیح زندگی پذیرفته شده بود. آشنائی مردم با مردم سایر کشورها و توجه به فقر خود در مقایسه با رفاه آنها، بسیاری از طبقۀ تحصیل کردۀ ایران را از نظر روحی ناراحت کرده بود. مشکل این بود که چون آشنائی کامل با علم اقتصاد نداشتند متوجه نمی شدند که علت عقب افتادگی رفاه ما از کشورهای صنعتی شده، تعبد و اخلاقی میباشد که بصورت بیتوجهی به تعلقات دنیائی پذیرفته ایم.

استعمار گران که خیانت در مشورت را ابزار موفقیت خود میدانستند نتنها از گفتن این حقیقت به ما خودداری میکردند بلکه ما را در تداوم اخلاق خود مورد تشویق نیز قرار میدادند و بمنظور منحرف کردن افکار مردم از واقعیت، از طریق ایادی خود، اتهامات فساد به طبقۀ حاکمۀ کشور را وسیله قرار داده، راه جبران عقبماندگی را در بدست آوردن آزادی، دمکراسی و تغییر نوع رژیم، تلقین میکردند.

به هدف روشن کردن نقش اخلاق در سطح اقتصاد کشور، به مثالی اغراق آمیز شده توجه نمائید. اگر خود را انسانی وارسته، زحمت کش و پرکار بدانید و در تأمین آیندۀ خود، صرفه جوئی خود را در صندوقی در صندوقخانۀ خود نگهداری کنید، آیا میدانید چون از قدرت خرید خود استفادۀ کامل نکرده اید، با این عمل خود، به ایجاد رکود اقتصاد کشور خود پرداخته اید؟.

اگر دزدی، صندوق صرفه جوئی شما را بدزدد و وجه دزدیده شده را صرف ایجاد محصولی جدید و ارائۀ آن به بازار نماید، آیا میدانید چندین برابر قیمت خرده فروشی محصولی که میفروشد به توسعۀ اقتصادی کشور کمک مینماید؟

اقتصاد کشور، صداقت و دزدی نمی فهمد. اگر مردم صرفه جوئی نکنند تأمین آینده نخواهند داشت. اگر جامعه صرفه جوئی کند آیندۀ مورد آرزوی خود را نخواهند داشت. رفتار اقتصادی مردم، مسائلی ایجاد میکند. جامعه باید راه حل این مسائل که متعدد میباشد پیدا کند.

دانشگاه ها در رشتۀ اقتصاد، به بحث تئوریک می پردازند و اقتصاد عملی تدریس نمیکنند به طور مثال، هر بحثی را که شروع میکنند میگویند در شرایط اشتغال کامل، چنین و چنان. آیا توجه مینمائید که اگر در کشور شما اشتغال کامل وجود نداشته باشد اجرای این نتیجه گیری، شما را به هدف مورد توجه شما نخواهد رساند؟ توجه نمائید، بحث آزادی تجارت که نتیجۀ آن اعلام میدارد آزادی تجارت به نفع همۀ دنیا میباشد با شرایط زیر شروع میشود، اشتغال کامل، ثبات تکنولوژی، آزادی رفت و آمد کارگر بین کشورها، آزادی رفت و آمد پول، دانش همگانی در تکنولوژی. آیا توجه مینمائید که در این بحث، توجهی به واقعیت نشده است؟

نتیجه گیری های تئوریک اقتصادی، ابزاری به دست سیاستمداران میدهد که در جهت اغوای دیگران، این نتیجه گیری ها را نتیجه گیری علمی معرفی نمایند و اجرای آن را از کشورهای دیگر بخواهند. در عمل، اجرای سیاست اقتصاد آزاد، به کشورهای صنعتی شده امکان میدهد از طریق رقابت نا مشروع و یا به علت تخصص و تجربه ای که دارند کشورهای دیگر را به صورت بازار کالای خود درآورند.

تعبد، اسیر اخلاق سنتی شدن، عدم دانش اقتصادی، عدم استفادۀ از هوش درتشخیص اختلاف اقتصاد تئوریک با اقتصاد عملی، مسائلی ایجاد میکند. برای کوتاه کردن این بحث و نشان دادن عدم آشنائی تحصیل کرده های کشور ما از مسائل اقتصادی و اینکه چگونه تحت نفوذ ایادی کشورهای دیگر قرار میگرفتند به بیان چند مثال، پرداخته میشود.

پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، تحول بزرگی در شرایط اقتصادی ایران به وجود آمد. عواملی موجب افزایش قیمت ها میشد. دولت درجهت رعایت حال مردم،به هدف حفظ قیمت نان، گندم را به اجبار، به قیمت کم میخرید که نان را به قیمت ارزان به مردم بفروشد. ضعف دانش اقتصادی، موجب بود که با این عمل، انگیزۀ سرمایه گذاری در کشاورزی را کم کنند. موردی پیش آمد که مالیات اخذ شده از نفت مورد احتیاج زارعین مناطق دور افتادۀ ایران، به مصرف تأمین نان ارزان برای اهالی پردرآمدتر شهر ها برسد. یعنی نیت خیر مسئولین، کمک به پیشرفت اقتصاد ایران نمیکرد.

عدم دقت در تشخیص اختلاف اقتصاد تئوریک با اقتصاد عملی به حدی رسید که اقتصاد دانان ما، در سازمان برنامه، با ایجاد صنایعی که قیمت تولید آن، ده درصد بیشتر از قیمت واردات آن باشد مخالفت میکردند، در این تصمیم گیری، نتنها به واهی بودن نظرات تئوریک توجه نداشتند بلکه به رقابت های نامشروع، و اثر سرمایه گذاری جدید در اقتصاد کشور نیز توجه نداشتند تا جائی که به مخالفت با سرمایه گذاری در صنعت ذوب آهن برمی آمدند.

عدم استفاده از هوش، و توجه به نظرات مشاورینی که متعهد به خیانت در مشورت بودند به حدی رسید که اقتصاد دانان سازمان برنامه، برای تعیین ضریب افزایش درآمد ملی، درآمد دولت را صرفه جوئی ملی به حساب می آوردند و درنتیجه، اثر صنعتی مانند ذوب آهن را بسیار کمتر از آنچه بود به حساب می آوردند. چه هوشی، و چه دانشی موجب شده بود که درآمد دولت را صرفه جوئی ملی به حساب آورند، بخصوص زمانی که درآمد نفت اضافه شده بود و قسمتی از آن صرف وام به سایر کشورها میشد و یا بصورت ذخیرۀ ارزی در می آمد، جز اینکه تحت نفوذ مشاورین موذی خارجی قرار گرفته باشند.

امیر علی شیبانی، در مقابلۀ با این گونه ضعف دانشی اقتصاد دانان کشور ما میتوانست به دو نیرو متکی باشد. یکی به حس میهن پرستی و آرزوی عمومی مردم در ایجاد صنعت مادر، و دیگری به هوش و درایت شاهنشاه آریامهر.

شاهنشاه آریامهر، درگیر جنگ روانی ابرقدرت ها، موقعی که توجه یافتند دولت شوروی نیز به تولید صلاح اتمی دست یافته و قدرت تخریبی بمب های ئیدروژنی به حدی رسیده است که جنگ بین ابرقدرت ها برای آنها بسیار گران تمام خواهد شد، مصمم به درپیش گرفتن نقشی صلح جویانه در صحنۀ بین المللی شدند. این نقش چه بود؟

دولت شوروی، سرزمینی وسیع در اختیار داشت دارای انواع منابع اقتصادی زیر زمینی، ولی مردم آن به علت رژیم مارکسیستی دولت، در سطح فقر به سر میبردند. دولت شوروی، به تدریج متوجه نقاط ضعف مارکسیزم شده بود و آمادگی تغییر روش نشان میداد.

کشورهای اروپائی، دارای جمعیت زیاد و سطح بالای تکنولوژی و محتاج مواد اولیه، بخصوص، مواد انرژی زا بود. هدف از جنگ روانی هم، دلسوزی برای کشورهای عقبمانده نبود، بلکه به خاطر بدست آوردن منابع اقتصادی آنها از دست رقیب بود.

موقعیت استراتژیکی ایران در هم مرز بودن ایران با کشور شوروی، اجازه میداد که دولت ایران، سیاست مستقل ملی اتخاذ کند. اگر دولت ایران بتواند از طریق ارسال مواد انرژی زا از طریق شوروی به اروپا، اقتصاد این کشورها را به هم متکی نماید، نه تنها خطر جنگ تصادفی بین ابرقدرت ها منتفی خواهد شد بلکه این امکان فراهم خواهد شد که از رقابت بین ابرقدرت ها در صنعتی کردن کشور استفاده نماید.

اگر با اسناد محرمانۀ کشورها که پس از پنجاه سال منتشر میشود آشنا شده باشید، آگاهی پیدا کرده اید که دولت شوروی دو بار اقدام به ترور شاهنشاه آریامهر نمود. دولت امریکا نیز، دو رئیس مسئول امنیت ایران را به کودتا علیه شاهنشاه آریامهر تشویق نمود و در انقلاب ۱۳۵۷ ایران، نقش اساسی داشت. چرا؟

دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۷۱ کتابی به نام “ورلد داینامیک” انتشار داد. در این کتاب، اثر توسعۀ سریع افزایش جمعیت دنیا، و توسعۀ سریع اقتصادی جهان، روی جهان صنعتی شده، به علت محدودیت مواد اولیۀ غیر قابل جایگزینی، مورد شناسائی قرار گرفته بود. سال بعد، “ام آی تی”، طی گزارشی به “کلوب رم” راه حل مشکلات مورد پیش بینی برای کشورهای صنعتی شده را در متوقف کردن توسعۀ اقتصادی دنیا پیشنهاد میکند. کشورهای دمکراسی، که نمایندگان مردم، با وعدۀ زندگی بهتر، روی کار میآیند و درگیر مشکلات رژیم کاپیتالیستی نیز میباشند، و توقف توسعه را منجر به سقوط رژیم کشور خود می بینند نمی توانند این واقعیت را بپذیرند. راه حل مشکل خود را در متوقف کردن توسعۀ اقتصادی کشورهای توسعه نیافته پیگیری میکنند.

اساس جنگ روانی، استفادۀ از احساسات مردم، و فقر دانش اقتصادی جامعه میباشد. تأیید اخلاق مردم و تأیید مذهب مردم، مورد شک قرار نمیگیرد و دست خیانت پیشۀ در اغوای مردم ساده را مخفی مینماید. احساسات مردم را به بازی میگیرند.

یکی از ابزار کنترل اقتصاد دنیا تسلط بر منابع انرژی زا میباشد که از طریق کنترل قیمت آن میتوان دیگران را تحت نفوذ قرار داد. شاهنشاه آریامهر که بیتوجهی شرکتهای نفت به توسعۀ اقتصاد ایران را شاهد بودند درصدد شکست این کنترل برآمدند و موفق به افزایش درآمد ایران شدند. کشورهای کنترل کنندۀ قیمت نفت، با اینکه شاهنشاه آریامهر را متهم به اخلال در اقتصاد دنیا نموده موجبات انقلاب ایران را فراهم آوردند، پس از برکناری ایشان، قیمت نفت را چند برابر از آنچه شاهنشاه میخواستند بالاتر بردند.

اینها، خلاصه ای از مشکلات اصلی کشور ما بود که شاهنشاه آریامهر، درگیر آن بودند.

امیر علی شیبانی، با مشکلات داخلی نوع دیگری درگیر بود، از جمله، روابط با مقامات ایرانی و روابط با مقامات شوروی.

روابط با مقامات ایرانی

در جلسۀ دولت که برای تصمیم گرفتن در مورد برنامۀ توسعۀ اقتصادی آیندۀ ایران تشکیل میشود، قبل از شروع جلسه، امیرعلی شیبانی متوجه میشود که رئیس دفتر اقتصادی سازمان برنامه، در گفتگوی با نخست وزیر، مخالفت خود با ایجاد ذوب آهن را مطرح نموده است . پس از شروع جلسه که افراد، نظرات خود را اعلام میدارند جناب دکتر امینی، نظر مدیر عامل سازمان ذوب آهن ایران را میخواهند. امیرعلی شیبانی پاسخ میدهد جناب نخست وزیر، فکر نفرمائید که با تصویب این چهار ملیون تومان، فردا کلنگ شروع ساختمان ذوب آهن را به زمین میزنیم. این چهار ملیون تومان برای تحقیقات زمین شناسی و شناسائی معادن کشور میباشد که به هر حال، قابل توجیه میباشد و برای این است که اگر تحقیقات زمین شناسی نشان دهد که مواد اولیۀ کشور، تکافوی احتیاجات صنعت ذوب آهن را خواهد داد،میهن پرستان آرزومند ایجاد این صنعت، از پیش بینی نشدن بودجه، ناراحت نشوند. جناب نخست وزیر میفرمایند با این توضیح، ضرورتی برای ادامۀ بحث دیده نمیشود وبودجۀ ذوب آهن تصویب میشود.

وزیر اقتصاد، مدیر عامل سازمان ذوب آهن ایران را احظار مینماید و میگوید نمایندۀ پیمانکاری فرانسوی را بخواهید و پیش نویس قراردادی برا ساختن کارخانۀ ذوب آهن را تهیه کنید. امیر علی شیبانی پاسخ میدهد گزارش توجیهی مهندس مشاور را نداریم، مسائل زیادی برای ما روشن نیست، چه قراردادی بنویسم؟ وزیر اقتصاد میگوید در مطالبی که بالاتر از سطح شماست دخالت نکنید، این دستور من است آنرا انجام دهید. در مهمانی دولت، رئیس سازمان برنامه از امیر علی شیبانی میپرسد قرارداد ذوب آهن آماده شده؟ امیر علی شیبانی پاسخی را که به وزیر اقتصاد داده بود به او هم میدهد. رئیس سازمان برنامه میگوید این کار فوریت دارد و قرارداد باید در ظرف چهل و هشت ساعت تهیه شود. صبح روز بعد، امیرعلی شیبانی از جناب اصفیا، وزیر مشاور می پرسد آیا در مقامات بالای دولت، درمورد ذوب آهن، مطلبی مطرح میباشد؟ پاسخ میشنود نه، چطور مگر؟ امیرعلی شیبانی گفتگوی با وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامه را مطرح میکند. جناب اصفیا میگویند به این کارها چه کار داری؟ وزیرت دستوری داده، اجرا کن. امیر علی شیبانی از وزیر دربار، جناب قدس نخعی، وقت ملاقات میگیرد، موضوع را با ایشان مطرح میکند و نظر مشورتی ایشان به عنوان فرد امین اعلیحضرت را میخواهد. میگوید گزارش توجیه اقتصادی امر را هنوز نداریم، نمیدانیم چه تکنولوژی ای انتخاب کنیم، چه ظرفیتی انتخاب کنیم، چه محلی انتخاب کنیم و چه معادنی را انتخاب کنیم، از طرف شاهنشاه دستور میدهند. اگر جناب نخست وزیر هم بگویند قرارداد تهیه کن، که من باید استعفا بدهم، صنعتی که دولت باید برای آن، برنامۀ روشن صد ساله و دویست ساله داشته باشد که نمیشود به این سهل انگاری به آن برخورد شود. جناب قدس نخعی، مقداری درمورد محاسن شاهنشاه آریامهر صحبت میفرمایند و میگویند به مطالبی که از طرف اعیحضرت میگویند که نباید گوش بدهید. ولی، بهتر است شاهنشاه آریامهر از مطالبی که میگوئید مطلع باشند. سعی میکنم شما را بپذیرند، این مطالب را با خود شاهنشاه، در میان گذارید. شاهنشاه آریامهر، ساعت چهار بعد از ظهر چلۀ تابستان، به مدت یک ساعت و نیم، در خیابان های کاخ سعد آباد، امیرعلی شیبانی را سؤال پیچ میفرمایند و هنگامی که می بینند به کار خود آشنا میباشد میفرمایند به کار خود ادامه دهید و هرچند ماه، مرا نیز به نتیجۀ کار خود آشنا نمائید.

عمل جناب قدس نخعی، در ایجاد ارتباط مستقیم مدیر عامل سازمان ذوب آهن ایران با شاهنشاه آریامهر، دومین قدم بزرگی بود که به دسیسه بازی در کار ایجاد تأسیسات ذوب آهن آریامهر، خاتمه داد. هنگامی که وزیر اقتصاد، پی گیر دستور خود در مورد پیش نویس قراداد شد امیر علی شیبانی پاسخ میدهد جناب عالیخانی، هنگامی که شما دستوری در مورد ذوب آهن میدادید و من دستور جنابعالی را اجرا میکردم جنابعالی مدیر عامل سازمان ذوب آهن ایران بودید و من معاون شما. امروز، من مدیر عامل این سازمان میباشم، وظائف مرا قانون مصوب مجلس شورای ملی تعیین نموده، نمی توانم با اجرای دستور مقامی دیگر، از خود سلب مسئولیت نمایم.

موردی پیش می آید که جناب نخست وزیر، به امیرعلی شیبانی میفرمایند شیبانی تا هنگامی که من در این سمت هستم نخواهم گذاشت شرکت نفت دیگری در مقابل دولت، قد علم نماید. امیر علی شیبانی پاسخ میدهد، جناب هویدا، دیر شده، این کار انجام شده، من این کار را نکرده ام، دولت، پیشنهاد قانون به مجلس برده، مجلس آن را تصویب نموده، شما مرا به این مسئولیت گمارده اید، من، وظائفی که قانون به من سپرده انجام میدهم.

جناب نیک پی، در مقام معاون نخست وزیر، به امیرعلی شیبانی تلفن میکنند و میگویند در چارت تشکیلات شما، دو قائم مقام، درنظر گرفته شده، یک قائم مقام بیشتر ندارید، جناب هویدا نام شخصی (دارای تحصیلات بانکی) را دادند و فرمودند درخواست کنید به سمت قائم مقام دیگر شما گمارده شود. امیرعلی شیبانی که بوی خیر در این مداخله نمی بیند پاسخ میدهد خودم با جناب هویدا صحبت خواهم کرد و گوشی را زمین میگذارد. در این گونه موارد، امیرعلی شیبانی چاره نداشت جز اینکه به شرفعرض برساند که من کار بانکی ندارم، در جستجوی مهندسی کاردان میباشم. عکس العمل شاهنشاه آریامهر موجب شد موضوع مسکوت بماند.

ایادی خارجی، یا افراد مفتن خارج گود، گزارش های ناصحیح به جناب هویدا میدادند و ذهن ایشان را بر ضد امیرعلی شیبانی تحریک میکردند. در یکی از جلسات هیئت دولت، جناب هویدا حملۀ شدیدی به امیرعلی شیبانی میکنند و دستور میدهند مدیر صنایع سازمان برنامه به کار ذوب آهن رسیدگی نماید. امیرعلی شیبانی، پس از جلسه، به دفتر جناب هویدا میرود و به ایشان میگوید این فردی که برای رسیدگی به حساب دستگاه من تعیین فرمودید، در خرید کارخانۀ سیمان، پروندۀ هفتصد هزار تومان تخلف نداشت؟ شما فکر میکنید من این گونه افراد را به دستگاه خود راه میدهم؟ بعدا به کادر خود دستور میدهند اگر مدیر صنایع سازمان برنامه تماس گرفت با او به نحوی صحبت کنید که مجددا از جناب هویدا کسب تکلیف نماید.

بر اساس گزارش فتنه گران، در یک جلسۀ دولت، جناب هویدا حملۀ شدیدی به امیرعلی شیبانی میکنند و دستور میدهند وزیر پست و تلگراف، به کار ذوب آهن رسیدگی نمایند. امیرعلی شیبانس چاره را در آن دید که به اصفهان تلفن کند و بگوید مشکلات زیاد داریم، دولت برای کمک به رفع مشکلات ما، وزیر پست و تلگراف را مأموریت داده اند که بیایند و با مشکلات ما آشنا شوند پس از این جلسه با رئیس دفتر ویژه تماس میگیرد که استدعای خود در پاسخ دادن به گزارش دولت را به شرفعرض برسانند. رئیس دفتر ویژه، با لحنی خشک، اظهار میدارند کار شما باید درست باشد آقا.

پاسخ به گزارش وزیر پست و تلگراف، صحنه را عوض میکند. این پاسخ بحدی محکم و صریح بود و اختلاف طرز تفکر یک فرد معمولی با طرز تفکر گروهی متخصص که به جنبه های کاری بزرگ توجه داشته اند نشان میداد که موجب شد دولتمردان، روی مدیریت امیرعلی شیبانی حساب کنند.

موردی بود که سرلشکر نجات به امیرعلی شیبانی میگویند سه روز، گرفتار کار شما بودم، شاهنشاه آریامهر به آقای هویدا پیام دادند شما دولت را اداره کنید به ذوب آهن که طبق قوانین خود عمل میکند چه کار دارید.

این گونه مسائل موجب شده بود که جناب هویدا، در مهمانی سفارت امریکا، در معرفی امیرعلی شیبانی به سفیر امریکا بگویند، جنگنده ای خشن میباشد ولی از او خوشم میآید.

یکی از استادهای متالورژی دانشگاه تهران که بیشتر محو بحث های تئوریک بود گزارشی در مورد طرح ذوب آهن به شاهنشاه میدهد و به اصول طرح ایراد میگیرد و پیشنهاد مدرنی میدهد. شاهنشاه آریامهر، امیرعلی شیبانی را سؤال پیچ میفرمایند. امیرعلی شیبانی به جزئیات سؤال ها پاسخ میدهد و میگوید در انگلستان از مدیر بریتیش استیل خواستم کارخانه ای از این نوع به من نشان دهند، پاسخ داد ما نداریم ولی اگر بخواهید برای شما میسازیم. در آلمان، همین سؤال را از مدیران کروپ و دماگ کردم آنها هم پاسخ مشابه دادند. هنگامی که شاهنشاه آریامهر، وارد سؤال های تخصصی در مورد مشکلات خروج سرباره از کورۀ بلند میشوند، امیرعلی شیبانی بصورت ناخودآگاه دستهای خود را بالا میبرد و میگوید خدایا چرا این گزارش ها را به اعیحضرت میدهند اینها صحبت تکنولوژی سی سال قبل را میکنند، من که نمی توانم برای اینگونه مسائل، مزاحم اعلیحضرت شوم. شاهنشاه او را آرام میفرمایند و میگویند من که نباید این مطالب را بدانم، اگر سؤال میکنم برای آنست که مطمئن شوم تو به آنها توجه داری و در کار خود اشتباه نمی کنی. هر موقع،هرنوع مشکلی داشتی میتوانی با من تماس بگیری.

مواردی بود که معاون وزارت دارائی، در پرداخت حقوق کارکنان ذوب آهن، تعلل میکرد. دو مرتبه، پرداخت دستمزد کارگران، دو ماه، عقب افتاد. اینگونه موارد را نگرانی ساواک، از خرابکاری عمدی،حل میکرد.

در این نوشته همه جا صحبت از سازمان ذوب آهن ایران شده است، جوانترها آنرا با نام شرکت ملی ذوب آهن ایران میشناسند. این تغییر نام، حاکی از دسیسه های پشت پرده ایست که قدرت دولتی مدیرعامل این سازمان را بگیرند و درحد قدرت مدیرعامل های شرکت ها قرار دهند.

مشکل امیرعلی شیبانی در ارتباط با مقامات پائین دست دولت شوروی

پس از موافقت رؤسای دولت های ایران و شوروی به همکاری اقتصادی، و پس از بررسی های مختلف، نمایندۀ سفارت شوروی در تهران، طرحی برای اجرای تاسیسات ذوب آهن، به امیرعلی شیبانی تسلیم میکند. دو روز بعد، این نماینده مجددا مراجعه میکند و طرح تصویب شده را میخواهد. امیرعلی شیبانی میگوید طرح را داده ام همکارانم بخوانند و نظر خود را بگویند. با اصرار نمایندۀ سفارت شوروی در تصویب فوری طرح که میشود میگویند هیئت دولت نیز باید در جریان قرار گیرد. با تجدید اصرار نمایندۀ سفارت شوروی، به او میگویند وکلای مجلس نیز باید درجریان قرار گیرند. با تأکید چهارم نمایندۀ سفارت شوروی، امیرعلی شیبانی که متوجه میشود با یک سیستم دیکتاتوری مطلق، طرف میباشد که زیردست ها، در اجرای نظر مافوق خود، مستبدانه و در جهت منافع خود اقدام مینمایند، باید جلو این رویۀ آنها ایستادگی کرد، طرح را پاره کرده پیش نمایندۀ سفارت شوروی می اندازند.

امیرعلی شیبانی، ناراحت از وضع پیش آمده و احتمال به وجود آمدن مشکلات دیگر در رسیدن به آرزوی ملی، دست های خود را روی میز گذارده، سر، روی دستهای خود میگذارد. هنگامی که آرام میشود به کاخ سلطنتی تلفن میکند و درخواست میکند وضع پیش آمد شده را بشرفعرض برسانند. ده دقیقه بعد، از کاخ تلفن میکنند و میگویند موضوع به عرض رسید شاهنشاه فرمودند اقدام شما صحیح بوده است.

مقامات شوروی مجددا مراجعه مینمایند و طرح را ارائه میدهند. در این طرح، کارگاه تهیۀ مواد نسوز، پیش بینی نشده بود. عکس العمل اولیۀ مقامات شوروی این بود که وعدۀ ما کمک در ایجاد ذوب آهن بود. عکس العمل امیرعلی شیبانی این بود که ذوب آهنی که مواد نسوز خود را تأمین نکند نمیخواهیم. مقامات شوروی، اضافه کردن کارگاه تهیۀ مواد نسوز به طرح را قبول مینمایند.

با آشنا شدن با جزئیات طرح، امیرعلی شیبانی درخواست میکند که ظرفیت کارگاه اکسیژن و دمنده های هوای گرم به کورۀ بلند را نیز اضافه نمایند که بتوان با اضافه کردن کمی به هزینه، از تأسیساتی که برای تولید یک ملیون و نهصد هزار تن فولاد، طراحی شده بتوانند دو ملیون و صد هزار تن محصول بگیرند. تأکید او موجب میشود مقامات شوروی، این درخواست امیرعلی شیبانی را نیز بپذیرند.

روابط امیرعلی شیبانی با مقامات بالای دولت شوروی، از روی قدرت بود نه به اتکائ خواست مقامات شوروی. مقامات شوروی نیز در طرح و تغییراتی که انجام دادند نشان دادند به بهبود روابط با ایران، با نظری صمیمانه نگاه میکنند.

رویۀ امیرعلی شیبانی در رابطه با مقامات دولت شوروی، موجب شده بود که جناب میرفندرسکی سفیر ایران در شوروی، طی گزارشی به عرض شاهنشاه برساند که معاون وزارت خارجۀ دولت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، مرا خواست و مطالبی را به لحن بسیار مستهجن بیان کرد که اجازۀ نوشتن آن بحضور شاهنشاه را ندارم ولی اگر مطالب او را بطور دقیق ترجمه نکنم ممکن است اعیحضرت، متوجه موضوع نشوند . اینستکه این گزارش را با دست می نویسم و شخصی غیر از اعلیحضرت از آن اطلاع نخواهد یافت. معاون وزارت خارجه، ضمن تعارفات معموله اظهار کرد، این نرّه خر خایه دار کیست که به جان ما انداخته اید. این نیست که با او کار نمیکنیم، با او کار میکنیم و هرچه تا حالا خواسته به او داده ایم. فقط به او بفرمائید ما را تا این حد نچلاند. این نامه که به دست امیر علی شیبانی میرسد، متوجه میشود نامه، یک سال و نیم قبل نوشته شده، به جناب معینیان، رئیس دفتر شاهنشاه تلفن میکند و میگوید که این نامه که یک سال و نیم قبل نوشته شده، ایشان پاسخ میدهند بله، شاهنشاه فرمودند یک سال و نیم دیگر، شیبانی آن را ببیند.

امیرعلی شیبانی در آخرین سفر خود به شوروی، موفق شد موافقت مقامات شوروی به شروع توسعۀ تأسیسات ذوب آهن آریامهر به ظرفیت چهار و نیم ملیون تن و همچنین محاسبۀ بالاترین ظرفیت اقتصادی این طرح را جلب کند. یکی از مسائل امیرعلی شیبانی این بود که در کشور ما وزرا گاه بگاه، و نصف نمایندگان مجلس شورای ملی، هر دو سال یکبار عوض میشدند و افرادی با سلیقه های مختلف سر کار می آمدند. او میخواست تکلیف خود را بداند، یک بار موافقت مجلس را بگیرد و به کار خود ادامه دهد. در مهمانی ای که سفارت ایران در مسکو برای او ترتیب داده بود و اکثر بالاترین مقامات شوروی شرکت کرده بودند، پس از اینکه وزیر مسئول روابط با ایران به امیرعلی شیبانی تبریک میگوید که تمام درخواست های تو تصویب شد از او میخواهد که شیبانی هم به او تبریک بگوید. هنگامی که شیبانی میپرسد به شما چه تبریکی بگویم، پاسخ میدهد مشکلات تو را ما هم داشتیم، کسی به حرف ما گوش نمیداد، تو مشکل ما را هم برطرف نمودی.

امروز که دیده میشود ابرقدرت ها، راه حلی برای مسائل دنیائی در پیش گرفته اند که به نام کمک به ایجاد دمکراسی، رعایت حقوق بشر، ایجاد مساوات و عدالت، به سوء استفاده از ضعف دانش مردم و اعتقادات مذهبی آنها پرداخته و با ایجاد تفرقه بین مردم، ملیون ها مردم را از آرامش زندگی محروم نموده اند و این عمل آنها هیچکدام از مشکلات اقتصادی دنیا را حل ننموده و تکتازی ابرقدرت ها، بخصوص تکتازی امریکا نتنها امنیت اروپا، بلکه امنیت جهان رابه خطر انداخته است، بیائید بیاد آوریم روش صلحجویانۀ شاهنشاه آریامهر در حل مسائل دنیا را و یاد کنیم از خدمتی که امیرعلی شیبانی، در اجرای منویات مبارک شاهنشاه آریامهر انجام داد.

امیرعلی شیبانی که نظر “ده روزه مهر گردون، افسانه است و افسون” را پذیرفته بود و نیکی بجای دستورات آدمکشی را فرصت شمرده بود، تمام نیروی خود را صرف سربلندی و بهبود رفاه زندگی مردم کشورش نمود.

امیرعلی شیبانی، پس از آشوب ۱۳۵۷ مجبور به ترک ایران شد ولی دوران عزلت را با گردنی افراشته میگذراند. روانش شاد.

بیائید یاد کنیم از همۀ افرادی که در خدمت به ساختن تأسیسات ذوب آهن آریامهر، از طرف شاهنشاه آریامهر به لقب سربازان حافظ استقلال کشور مفتخر شدند.

 

 

پاسخی بگذارید